السيد محمد محسن الطهراني
119
طهارت انسان (فارسى)
ظاهرى و احتمالى است ، و در جائى كه خود آنها داراى نجاست ذاتى بوده باشند ديگر جائى براى رفع قذارت ظاهرى و احتمالى باقى نمىماند . از ديگر ادلّهء طهارت كفّار مسألهء استرقاق آنهاست كه طبعاً اختلاط با مسلمان را در بردارد از ديگر ادلّهاى كه مىتوان بر طهارت ذاتى انسان بطور اعمّ و بر اهل كتاب بالخصوص اقامه نمود ، مسأله استرقاق آنها در جنگهاى مسلمين با آنها مىباشد . البتّه در مورد اهل كتاب مسأله با ساير فِرَق كفّار از مشركين تفاوت دارد . حكم اسلام در مورد حرب با كافر حربى يا قتل آنها و يا قبول اسلام است ؛ امّا مسأله نسبت به ذرارى آنها يكسان است كه عبارت از استرقاق و سَبْى آنهاست . و اين خود دليل بر عدم نجاست ذاتى آنان است ؛ زيرا با وجود نجاست ذاتى حكم اسلام نسبت به اسارت و استرقاق و ادخال آنها در منزل و معاشرت با آنها چه به صورت نكاح و يا غير نكاح بسيار غير موجّه مىنمايد ، زيرا قطعاً ورود آنها و فرزندان مشركين به منازل مسلمين موجب تنجيس بيت و اثاث البيت خواهد شد و تسبيب اين امر نيز خود داراى اشكال مىباشد . پايان فصل بايد توجّه داشت ادلّهاى كه در اين فصل مبنى بر طهارت ذاتى جميع اقسام و صنوف از بنى آدم مذكور گرديد ، چه اهل ايمان و چه اهل كتاب و چه غير آنها ممكن است بخشى از مجموع ادلّه بر طهارت انسان باشد ، و چه بسا در آينده با توجّه به مسائل مطروحه و تأمّل در آنها فقهاء بزرگوار بتوانند مصادر بيشتر و گوياترى بر طهارت